صفحه در حال بارگذاري
است!
لطفا کمي صبر کنيد...
sms + download + مطالب زیبا + عکس
۞ sms + دانلود کلیپ تم بازی برنامه برای موبایل و کامپیوتر + عکس۞
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
●
۞۞۞ مرجع دانلود و سرگرمی +18 ۞۞۞
سلطان جوک و اس ام اس
دانلود پروژه و نرم افزار
باکس هوشمند لینكپارس
۞ فقط عکس خفن ۞
سیمکا
۞۞۞ دانلود کلیپ تم بازی برنامه و اطلاعات عمومی ۞۞۞
*** جنس خوب ***
گالري قالب وبلاگ
::
هفته اوّل شهریور 1388
::
هفته اوّل مرداد 1388
::
هفته چهارم تیر 1388
::
هفته سوم تیر 1388
::
هفته اوّل تیر 1388
::
هفته چهارم خرداد 1388
::
هفته سوم شهریور 1387
::
هفته چهارم خرداد 1387
::
هفته سوم خرداد 1387
::
هفته دوم خرداد 1387
::
هفته اوّل خرداد 1387
::
هفته چهارم اردیبهشت 1387
::
هفته دوم اردیبهشت 1387
::
هفته اوّل اردیبهشت 1387
::
هفته چهارم فروردین 1387
فیل
مار
مار
مار
هنر نمایی با کبریت
عکس از لاک پشت
عکس های زیبا از گورخر
" 100 حقيقت بسيار زيباي زندگي "
" 100 حقيقت بسيار زيباي زندگي "
۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
تخت جمشید
تخت جمشید
آهنگ جدید و شاد سعید آسایش به نام پگی
آهنگ جدید و شاد سعید آسایش به نام پگی . با 2 کیفیت متفاوت ...






























کادو تولد متناسب با ماه تولد
متولد فروردین ماه
گلنخود شیرین، دوربین، نقره، cd بازی، بادکنک، تابلو پرتره، اسباب بازی، آلبوم عکس، گوشی موبایل، تجهیزات ورزشی، ماشین حساب سِتِ آینه و شانه، ثبت نام کلاسهای چتربازی، سبدی از گل های ابریشمی
مواد غذایی
در اینجا به دسته ای از این مواد غذایی اشاره می کنیم:
به ادامه مطلب بروید...
و در آخر ساعتهای مدرن
اینم از صندلی ها
تخت خوابهای مدرن و زیبا
دو داستان در مورد شانس
دو داستان در مورد شانس
در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد.
بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردند كه اين چه شهري است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ...
با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت.
نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد.
ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد.
پادشاه در ان يادداشت نوشته بود :
"هر سد و مانعي مي تواند شانسي براي تغيير زندگي انسان باشد."
بقیه در ادامه مطلب
موزيك ويديو جديد و زيباي هلن به نام Mshosharan
موزيك ويديو جديد و زيباي هلن به نام Mshosharan . به همراه آهنگ اين ويديو ...
































آهنگ جدید و بسیار شاد اشکین ، علیشمس و محسن به نام شاباش
آهنگ جدید و بسیار شاد اشکین ، علیشمس و محسن به نام شاباش . با 2 کیفیت متفاوت ...































عکس های زیبا از حیوانات
موزیک ویدیو جدید و زیبای امیر شهیار ، سعید پانتر و علی پیشتاز
آهنگ جدید و بسیار زیبای منصور به نام ندای عشق
آهنگ جدید و بسیار زیبای منصور به نام ندای عشق . با 3 کیفیت متفاوت ...






























یک ساختمان 13 طبقه در شانگهای چپ کرد!
هر روزه در صفحه حوادث راجع به تصادفات و چپ کردن ماشین ها مطالبی می بینیم اما عکسی که در بالا می بینیم در مورد یک ساختمان 13 طبقه است.
یکشنبه گذشته تمام یک ساختمان 13 طبقه به صورت درسته از حالت ایستاده به حالت خوابیده تبدیل شد. سوای پایه ضعیف اگر بخواهیم منصف باشیم این ساختمان می بایست دارای ساختار محکم و خوبی باشد که در اثر این حادثه مهیب در هم نشکسته است و هنوز ظاهر تقریبا سالمی دارد اما با این حال می توان گفت که یک معجزه کوچک اتفاق افتاده است. جالب اینجا است که این حادثه فقط یک کشته داشته است! به نظر می رسد علت این اتفاق، مشکلی در دیوار های ضد سیل برای رود نزدیک آنجا یعنی رودخانه دیانپو بوده است. ولی علت روشنی برای اینکه این ساختمان بزرگ به راحتی از یکطرف سقوط کند وجود ندارد.
یک ساختمان 13 طبقه در شانگهای چپ کرد!
هر روزه در صفحه حوادث راجع به تصادفات و چپ کردن ماشین ها مطالبی می بینیم اما عکسی که در بالا می بینیم در مورد یک ساختمان 13 طبقه است.
یکشنبه گذشته تمام یک ساختمان 13 طبقه به صورت درسته از حالت ایستاده به حالت خوابیده تبدیل شد. سوای پایه ضعیف اگر بخواهیم منصف باشیم این ساختمان می بایست دارای ساختار محکم و خوبی باشد که در اثر این حادثه مهیب در هم نشکسته است و هنوز ظاهر تقریبا سالمی دارد اما با این حال می توان گفت که یک معجزه کوچک اتفاق افتاده است. جالب اینجا است که این حادثه فقط یک کشته داشته است! به نظر می رسد علت این اتفاق، مشکلی در دیوار های ضد سیل برای رود نزدیک آنجا یعنی رودخانه دیانپو بوده است. ولی علت روشنی برای اینکه این ساختمان بزرگ به راحتی از یکطرف سقوط کند وجود ندارد.
حيات وحش
آهنگ جدید و زیبای مجید اخشابی با نام روز های زیبا
آهنگ جدید و زیبای مجید اخشابی با نام روز های زیبا با 3 كيفيت متفاوت دانلود در ادامه مطلب



























آهنگ جدید و بسیار زیبای هلن با نام تردید با 3 کیفیت متفاوت
كلبه كوچك
كلبه كوچك
تنها بازمانده يك كشتي شكسته ، توسط جريان آب به جزيره اي دور افتاده برده شد ، او با بيقراري به درگاه خداوند دعا مي كرد تا اورا نجات بخشد ، او ساعت ها به اقيانوس چشم مي دوخت ، تا شايد نشاني از كمك بيايد اما هيچ چيز به چشم نمي آمد .
سرآخر نا اميد شد و تصميم گرفت كلبه اي كوچك بسازد تا از خود و وسايل اندكش بهتر محافظت نمايد. روزي پس از آنكه از جستجوي غذا بازگشت ، خانه را در آتش يافت ، دود به آسمان رفته بود ، بدترين چيز ممكن رخ داده بود.
او عصباني و اندوهگين فرياد زد: " خدايا چگونه توانستي با من چنين كني ؟ "
صبح روز بعد او با صداي يك كشتي كه به جزيره نزديك مي شد از خواب برخاست ، آن
كشتي مي آمد تا او را نجات دهد .
مرد از نجات دهندگان پرسيد : " چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم ؟ "
آنها در جواب گفتند : " ما علامت دودي را كه فرستادي ، ديديم . "
آسان مي توان دلسرد شد ، هنگامي كه بنظر مي رسد كارها به خوبي پيش نمي روند ، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگي ماست ، حتي در ميان رنج و درد .
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن بود به ياد آوريد كه آن شايد علامتي باشد براي فراخواندن رحمت خداوند .
قابل توجه اشخاص ناشكر و پر توقع !!!
حسن نامي وارد دهي شد و در مكاني كه اهالي ده جمع شده بودند نشست و بناي گريه گذاشت.
سبب گريهاش را پرسيدند، گفت: من مردغريبي هستم و شغلي ندارم براي بدبختي خودم گريه ميكنم، مردم ده او را به شغل كشاورزي گرفتند.
شب ديگر ديدند همان مرد باز گريه ميكند، گفتند حسن آقا ديگر چه شده؟ حالا كه شغل پيدا كردي،
گفت: شما همه منزل و ماءوا مسكن داريد و ميتوانيد خوتان را از سرما و گرما حفظ كنيد ولي من غريبم و خانه ندارم براي همين بدبختي گريه ميكنم.
بار ديگر اهالي ده همت كردن و برايش خانهاي تهيه كردند و وي را در آنجا جا دادند. ولي شب باز ديدند دارد گريه ميكند. وقتي علت را پرسيدند
گفت: هر كدام از شماها همسري داريد ولي من تنها در ميان اطاقم ميخوابم.
مردم اين مشكل او را نيز حل كردند و دختري از دختران ده را به ازدواج او در آوردند.
ولي باز شب هنگام حسن آقا داشت گريه ميكرد. گفتند باز چي شده، گفت: همه شما سيد هستيد و من در ميان شما اجنبي هستم.
به دستور كدخدا شال سبزي به كمر او بستند تا شايد از صداي گريه او راحت شوند ولي با كمال تعجب ديدند او شب باز گريه ميكند، وقتي علت را پرسيدند گفت: بر جد غريبم گريه ميكنم و به شما هيچ ربطي ندارد!!!
قابل توجه اشخاص ناشكر و پر توقع !!!
ممكن است
ممكن است
كشاورزي بود كه تنها يك اسب براي كشيدن گاوآهن داشت. روزي اسبش فرار كرد.
همسايه ها به او گفتند: چه بد اقبالي!
او پاسخ داد: ممكن است.
روز بعد اسبش با دو اسب ديگر برگشت. همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي!
او گفت: ممكن است.
پسرش وقتي در حال تربيت اسبها بود افتاد و پايش شكست.
همسايه ها گفتند: چه اتفاق ناگواري.
او پاسخ داد: ممكن است.
فرداي آن روز افراد دولتي براي سربازگيري به روستاي آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند.
همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي !
او گفت: ممكن است.
و اين داستان ادامه دارد، همانطور كه زندگي ادامه دارد...
منبع : يادداشتهايي از يك دوست؛ اثر آنتوني رابينز
شنبه دوباره آپ میکنم
قراره بریم مسافرت
فعلا بای
This Template Designed By mihandownload.com
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با درج منبع آن اشکالی ندارد .